مجموعة مؤلفين
170
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ وضعيت روستاى على آباد و حمام آن ] پاسى از شب گذشته باركرده و دوساعت از روز برآمده وارد على آباد ، نه فرسخى ملكى جناب مستطاب اشرف صدر اعظم ميرزا على اصغر خان شديم ، حمامى شايسته به حكم صدارت عظمى در اينجا احداث كردهاند . اين ابيات بر سنگ مرمر ناترازى محكوك و بر سر درب آن منصوب است . به عهد ناصر دين قهرمان آتش و آب * كه كرده سطوت و قهرش ضمان آتش و آب خديو خطه ايران و مهتر امكان * كه گشته خاك درش حكمران آتش و آب جناب اشرف امجد امين سلطان خواست * به روى خاك نمايد قران آتش و آب ز صخرههاى متين كرد حصنهاى حصين * گرفت همچو سليمان عنان آتش و آب به كاخ خاك هوا را گرفت كرد اسير * نمود زنده ز نو استخوان آتش و آب گر اعتدال جنابش نبود كس نشنيد * كه باد و خاك شود توامان آتش و آب چهار عنصر فضلش چهار فصل نمود * ز جسم خاك وهوا ، وز روان آتش و آب بساخت پايه و سقف بناى اين حمام * كه همچو تيغ ملك شد جهان آتش و آب چو كرد همت وى آشكار از آن بنيان * به سطح خاك زمين آسمان آتش و آب شد از ترانهء پروانه شمع تاريخش * نموده جمع از اين در ميان آتش و آب [ ماده تاريخ بناى آن بر اساس بيت آخر 1314 ق ، مىباشد . ] « 1 » باغچه و استخر و عمارت همه از مستحدثات كارگزاران صدارت است . اما خانى كه جاى منزل زوار و بارانداز راهگذار است بسيار كثيف و ناهموار است و تحصيل آسايش در آن دشوار ، در بين آبادى جز نان و آب چيزى يافت نمىشود ، آن هم گران و آلوده است ، قهوه خانه خوبى دارد ، اما از وضع آنخوب نمىگويند . خلاصه عصرجمعه ، روضهخوانى قليلالبضاعة و ضعيف الاصطناعة « 2 »
--> ( 1 ) ماده تاريخ در متن اصلى اين چنين آمده است : ( 1304 ) ( 2 ) . نيكى كردن ، احسان ، مكرمت ، اصطناع صنيعه به كسى ، احسان كردن به وى . همان .